X
تبلیغات
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست...دویدم!!!

گفتی بیا زندگی خیلی زیباست...دویدم!!!

درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسندگان :

دوستان

موضوعات :


آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :


درود به همه دختر خانمای گل... و البته آقا پسرا...اینم گفتم ریا نشه... آقا ایندفه با دست پر اومدم... هه اولا واسه کسایی که خبر ندارن اینکه این چندوقته یه جنگ اساسی تو وبلاگ محد(لینکش تو وبلاگ هست) داشتیم و دوستان هم خداروشکر از ما حسابی دفاع کردن... دیگه دمشون گرم دیگه...ایشالا دونه دونه شو جبران میکنم...هه البت اگه محد بذاره... به خدا من دارم به پای این دختر میسوزم...هه میبینی آرش به این خوشتیپی اول جوونی گیر چه جادوگر خبیثی افتادم...- اینم بگم محد قرار بود اینترنتش این هفته قط بشه کلا اینه که با خیال راحت دارم مینویسم-

خوب اول یه اثر هنری از یه دختر خانم گل و با محبت...از بروبچه های جینگولی... ریحانه..یا همون ریحوون. یا المپ...نه دیگه اینو قرار شد نگم دیگه بچه خوبی شدم...هه

آقا چه نشسته اید که ریحوون هنر نمایی کرده آرشو کشیده... اینم عکس من میذارم خودتون نظر بدید شبیم هست یا نه...

دیگه اینکه یه مطلبی یکی از دوستان تعریف میکرد منم گفتم واستون بذارم شما تو مدرسه های دخترونه ازاین تجربه ها ندارید بشنوید یکم حال کنید:

آقا یه بار من نمره هام کم شده بود نمیخواستم بابام کارنامه مو ببینه گفتم چیکار کنم چیکار نکنم اینه که دست یه مرده رو از تو کوچه گرفتم بش گفتم آقا بیا مدرسه جای بابام کارنامه منو بگیر اونم قبول کرد... هیچی دیگه اومد مدرسه تو دفتر جلو ناظم و مدیر یدونه زارت خوابوند تو گوش من!!!!! :O منم عصبی شدم گفتم چرا میزنی توکه بابام نیستی که دست رو من بلند میکنی مردک! آقا چشمتون روز بد نبینه کمربندشو در آورد افتاد به جوون من دورتا دور حیاط مدرسه دنبالم میکرد با کمربند منو میزد که آخه اینم نمره است تو گرفتی بی پدر!!!

... هیچی دیگه از اون به بعد دیگه همیشه کارنامه هامو به خودم میدادن میگفتن نمیخواد بابات بیاد مدرسه!!!

78239059294450603111.jpg" />

حالا دختر خانمای عزیز عرضه این کارارو دارید؟!!!هه...هیچی باو حالا بهتون برنخوره منظورم این بود که هرکی عرضه نداره بیاد خودم بش یاد میدم..خودمم میرم کارنامه شو میگیرم!!! بعدشم دعوتشو به یه قهوه یا هات چاکلت یا بستنی قبول میکنم شاید اصلا خدا خواست و به پای هم پیر...نشدیم...نه اینجا دوستان جاسوسی میکنن پس فردا واسه پسر مردم حرف درست میکنن.. والا پسر به این آقایی!!!

درخدمت باشیم!!! فعلا بدرود تا درودی دیگر_اوه اوه ادبی شدم-



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |دوشنبه 2 بهمن1391|

همینطوری اومدم دور هم باشیم


درود آرشم!!! چند وقتی بود وبلاگ آپ نمیشد حالو حوصله نداشتم دیگه دیدیم درخواست زیاده اومدیم فک نکنید اتفاقی برام افتاده! زنده ام هنو...

دوستان واسه اونایی که در جریان نیستن بگم که یکی دو ماهه اینجانب یعنی آرش به عنوان لوک خوش شانس شناخته شده بین همه!!! علاوه بر شواهد که باعث میشه این اسم بهم بیاد برخی هم گفتن که قیافه ام شبیه لوک خوش شانسه!!!! دوستان لطفا یه نظر بدید ببینم من جدا شبیه لوک خوش شانسم؟!!! هه

بعد اینکه یه اتفاق خوب امرو افتاد که خعععععععععععلی خوشحالم اینکه بالاخره بعد از مدتها ساز جدید خریدم!!! خوب بچه ها زود بیاید به آرش خان تبریک بگید!!!هه خدایی یه پورشه ایه واسه خودش خععععععلی مامانه!!!

یه چی دیگه اینکه آهنگ رضایا رو گوش کردید آیا؟!!! به نام هدف! خععععععععلی فوق العاده است! کلا باش حال کردم هم خودش هم ویدیوش! واقعا از نظر ملودی و تنظیم حرفه ایه! گامشم که دیگه سخت ترین گامه واقعا کفم برید!!!

راسی چند وقت پیش یه شایعه ی وحشتناک شنیدم از این قرار که واسه استاد شادمهر عقیلی اتفاقی افتاده!! اینو چندشب پیش یکی از دوستام بهم گفت در حالی که من اون لحظه به اینترنت دسترسی نداشتم و خییلی حالم بد شد واقعا اون لحظه حالم قابل تصور نیست... ولی خداروشکر فهمیدم شایعه ای بیش نبوده و همون شب شادمهر کنسرت داشته تو ونکوور کانادا! و اینکه خدارو شکر حالش خوبه !

واقعا نمیدونم مردم چه فکری میکنن این شایعات رو میسازن!!!


بچه ها یه چی دیگه فیلم روزگار جوانی رو شما یادتونه؟!! البته الانم داره تو شبکه آی فیلم میده ولی یادمه موقعی که دفعه اول میداد من یکی دو ساله بودم!!!!

آهنگ تیتراژ پایانی فیلم رو یادتونه؟؟!!!

مثل یک رنگین کمون هفت رنگ... سرگذشت زندگیمون رنگ رنگ

ای صمیمی ای قدیمی هم قطار... در دل شب شبنم عشقی بکااااااااااار


من عاشق این آهنگ بودم اون زمان و هنوزم هستم... دوستانی که شنیدن میدونن خواننده ی این کار جناب آقای محمد رضا عیوضی از خوانندگان بسیار خوب هستند!!

بچه ها یه اتفاقایی داره میوفته اونایی که فیس بوک هستن و آقای عیوضی رو هم میشناسن تو فیس بوک بهم مسیج بدن خبرو بهشون میگم!!!

برم دیگه بستونه!!!! فعلا


----------------

پ نویس:

توجه توجه

جینگولیا همه جمع شید یه اتفاق مهم افتاده !!! هیس بیاید جلوتر کسی نشنوه!!!!

مهدیس دمت گرم اون درو ببند جمع خودمونی شه خبر بدم!!!

آخیش

بچه ها برید به لینک زیر خبرو میفهمید... فقط خواهش دارم پرچم جینگولیا رو ببرید بالا!!!

تا میتونید اطلاع رسانی کنید!!! میخوام بترکه دیگه!

http://onlyeyvazi.mihanblog.com/post/62

راسی بچه های کتاب صورت یا همون اسمشو نبر خودمون هم توجه کنن رو والم هم هست تگم کرده اون دوستی که اینو گذاشته یعنی پشتمو خالی نکنید!!!



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |پنجشنبه 25 آبان1391|

کلا شادمهری شدما!!!


درود! چطورید؟!! منو نمیبینید خوشید؟!حال کنید فعال شدم قالب جدید، موزیک جدید، استایل جدید، آپ جدید،اصلا خودمم جدید ! کلا برید حال کنید.. آرشه دیگه !!!

اینو بخون میگم بت!

یه روز خرگوشه میره تو جنگل روباه رو میبینه داره تریاک میکشه!

میگه آقا روباهه این چه کاریه پاشو بدویم شاد باشیم!

میرن تا میرسن به گرگه میبینن داره حشیش میکشه !

خرگوشه میگه آقا گرگه این چه کاریه پاشو شاد باشیم بدوییم!

گرگم پامیشه میرن 3تایی میرسن به شیره میبینن داره تزریق میکنه!

خرگوش میگه آقا شیره این چه کاریه پاشو بدویم ورزش کنیم شاد باشیم!

شیره میپره خرگوشه رو میخورتش!!! گرگه و روباهه میگن چرا خوردیش این که حرف بدی نزد!!!

شیره میگه نه بابا این پدر سگ هر روز اکس میزنه میاد مارو میدوونه!!!

هه یعنی یه همینچین حیواناتی داریم!!!

آهان یه چی بگم... این زلزله ها و مصیبتایی که اومد واقعا به عزیزان داغدار تسلیت میگم البته قبلا گفتما ولی گفتم اینجام بگم دیگه!!! کلا از در و دیوار میباره دیگه!

بچه ها یه خبرم که دوستان هنری که با من در ارتباط بودن(هه خیلی ادبیاتی حرف زدم منظورم بچه هاییه که شعرامو گوش میدادن)حتما ناراحت میشن.

اینکه چندروز پیش خبر رسید آقای محمدرضا عالی پیام دستگیر شدن و از جاشون هیچ اطلاعی در دست نیست!در ضمن دلیل بازداشت ایشون و جرمشون مشخص نشده البته من دوبیت شعر دارم آخیرن کار ایشونه خودتون بخونید قضاوت با خودتون!

کی گفته که ما دولت راحت طلبیم

در فکر گرفتاری خلق عربیم

این قدر نگویید اهر زلزله شد

فعلن که گرفتار دمشق و حلبیم!

از همه ی اینا که بگذریم فقط آرزومه آزاد بشه! این مرد بزرگ که با شعراش در اوج گریه مردمو خندوند!دیگه دوستان در جریان هستن که من چقدر خوشم میومد ازش!

حالا بریم یه مطلب از دکتر شریعتی بذارم یه کم روحیه تون عوض شه! یکم یادی کنیم از ریاضی!

وقتی به دنیا آمدم پدرم 30 ساله بود یعنی 30 برابر من!

وقتی 2 ساله شدم پدرم 32 ساله بود یعنی 16 برابر من!

وقتی 5 ساله شدم پدرم 35 ساله بود یعنی 7 برابر من!

وقتی 10 ساله شدم پدرم 40 ساله بود یعنی 4 برابر من!

وقتی 30 ساله شدم پدرم 60 ساله بود یعنی 2 برابر من!

میترسم اگر ادامه دهم از پدرم بزرگتر شوم!

البته این قضیه حده دیگه در آینده یاد میگیرید! ولی جالب بود!

حالا که شادمهری شدیم یه متنم راجع به شادمهر بگم

با همه میخندی

با همه دست میدی

دستتو میگیرم

دستمو پس میدییییییییییی

اما من شادمهر نیستما میزنم جلو همه لهت میکنما!!! گفته باشم!

دوستان یه خبر رسیده میگن قراره قانونی تصویب بشه که حمل ساز در مکان های عمومی ممنوع باشه!!!آرش بدبخت شد! دیگه با دوست دخترم برم بیرون به نفعمه تا اینکه با سازم برم! والا حداقل اونطوری دختره رو میبرن اینجوری سازم در خطره!!!

شما که میدونید ساز من مثل ناموسم میمونه!!! خلاصه اینکه آره دیگه همین...

بچه ها دیشب کرمم گرفته بود رفتم چت روم من که اصلا اهل چت نیستم گفتم یکم سرکار بذارم ملتو... این دخترام چقدر سرکار خورشون ملسه... یعنی اصلا یه وضعی

به یارو میگم بی اف داری

میگه نه

گفتم آفرین چقدر خوب!

گفت واسه چی خوبه؟!

-هیچی همینطوری بده؟!

-نه

-خوب دیگه من برم دوس دخترم دعوتم کرده! فعلا!

هه هه یعنی کیف داد دیگه نموندم ببینم چقدر فحش میده!

به اون یکی هم گفتم شماره بدم

سریع گفت آره

-206405 پرشیا

قدیمی بود ولی فحشای جدید بارم کرد!هه

آخه دختر انقدر دم دست بذار دوبار حداقل خواهش کنم!

بچه ها یه متن منو مامانم هم به تقلید از مهدیس ولی واقعا نمیشد ننویسم!

از حموم اومده بودم داشتم حاضر میشدم برم بیرون مامانم با یه لبخند ژکوند داره نیگام میکنه (وقتی اینطوری میخنده یعنی یه اتفاق بد افتاده!!!)

-یه چیزی بگم

-چی شده مامان؟!

-هیچی ولش کن ناراحت میشی!

-ای بابا بگو دیگه دارم سکته میکنم!

-نه آخه حول میکنی!

-مامان بگو دیگه کسی چیزیش شده؟!

-ببین اصلا خودتو ناراحت نکنا.. قسمت بوده... بنده خدا راحت شد!

-داری منو میکشی آخه کی چیزیش شده؟!

-ولش کن اصلا!!!!

-بگو دیگه !

-ببین همه رفتنی اند!

-جون آرش بگو داری سکته ام میدی!

-حدس بزن!!!!

من :ا

روح پسرعموم :ا

یعنی من چیزی نگم بهتره!!!

میام بازم!!!

فعلا

چیه حتما باید بگم نظر بذار نگم نمیذاری؟!!



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |یکشنبه 5 شهریور1391|

فک کنم یه اشتباهی شده!!!آپم


درود... بچه ها یه اتفاق نادر افتاده که فقط هر صد هزار سال یه بار رخ میده...چی ؟!!! خورشید گرفتگی؟!! نه باو خورشید اتفاقا تو ماه رمضون درخشش بیشتر هم میشه!!چی ؟!!! مرغ ارزون شده؟!!! نه باو خواب دیدی خیره!هیچی دیگه آقا آرش آپ کردن... یعنی ببین چی شده؟!!

هه هیچی باو حالو حوصله نداشتم گفتم بیام آپ بذارم براتون بلکه حالم جا بیاد گفتم شاید از دعاهای شماس که انقدر داغونم!!!بالاخره جمعی از دختران رو از انتظار در آوردم...اینو بخون تا بازم بگم.

توی یه پیجی توی کتاب صورت (اسم انگلیسیشو اگه بگم به قول مهدیس وبم میره بند یک اوین)یه سوال مطرح شده که:

-روزه تون رو با چی باز میکنین؟!!

کامنت های دریافتی از هموطنان عزیزمون به شرح زیر بود:

با دوغ

با صبحانه

با افطار

با آچار فرانسه

با روزه باز کن

با کلید

با تریاک

با شامپو گلرنگ

با انبردست

با یک لیوان آبجو تگری

با سیگار

با رمز یا زهرا

اصلا نمیبندیمش که بخوایم بازش کنیم

باز نمیشه، سفت بستمش

با مرغ.. دل همتونم بسوزه

یه راهنمایی میکنین؟

با خوردن صبحانه همراه با فحش به هرچی آخونده

با دعای ربنای شجریان

با بیسکوییت گرجی

!!!

هه یه مدت نبودم بذا یه چی بگم بخندید...

موسی با عیسی سر یه دختره تاس میندازن؛ عیسی تاس میندازه جفت 6 میاره

بعد موسی تاس میندازه جفت 8 میاره!

عیسی میگه : آخه بی جنبه یه دختر ارزش معجزه داشت؟!!! هه راس میگه والا!!!

بچه ها یه چی دیگه میگم جاست فور فان جدی نگیرید ولی یه کمم جدی بگیرید بد نیست

بارالها!

یه روزهایی حوصله داری؛ حماسه می آفرینی، فور اکزمپل یه سری رو آفریدی توی آمریکا، سواحل کالیفرنیای جنوبی، در خانواده ای به غایت مرفه، قد 2 متر، چشا آبی، پوست برنزه، هیکل ردیف، پیانو و گیتار و ویالونم میزنه، 5 تا زبان حرف میزنه، کلا بزرگترین هیجان زندگیش سورپرایز پارتی هایی بوده که براش گرفتن... و در آرامش مطلق هپیلی اور افتر میشه و...

بعد این ده آدر هند!

یه روز دیگه حوصله نداشتی... همینجور با گل اضافیا ، یه قبیله آدم بیچاره ساختی ، ریختی تو یه کشوری وسط خاورمیانه... این وضع اینترنتشونه!اون وضع تفریحشونه... وسط یه جنگ به دنیا اومدن... در حین جنگ داخلی بزرگ شدن... ایشالا دوباره جنگ میشه ، تو جنگ دومیه حتما میمیرن... حوصله نداری نساز پدر جان...نساز... خوب خوابت میاد برو بخواب!!!

هه کلا جدی نگیرید بروبچز حوصله نصایح اخلاقی و دینی مذهبی ندارم کلا جدا از دین این متنو گفتم... بیخیال دیگه حالا یه چی گفتیم بخندیم...

بروبچز راسی اونروزم با یه سری از جینگولیا و یه سریای دیگه رفتیم پارک جای همتون خالی خیلی خوش گذشت و اینکه عکس و فیلم یه سری هست از اونروز که به زودی میذارم...

راسی اصلا فک کن آرش آپ کنه بعد موضوع به این مهمی رو نگه ... بچه ها آلبوم جدید شادمهر عقیلی رو گوش کردید یا نه؟!!! زود تند سریع جواب بددید... یعنی هرکی گوش نکرده دیگه آرشو نمیبینه ها!!! گفته باشم یعنی نصف عمر که چه عرض کنم نود درصد عمرتون بر فناست خعععععععلی کار توپی شده!!! حتما برید گوش کنید... من که الان هرروز کار و زندگیم همینه که کارای استادو بذارم و باهاش بخونم و گوش کنم... کلا خعلی باحاله...توضیحات بیشتر هم میدم اینکه آلبوم 9 ترک داره واسه کسایی که ندیدن... (یعنی گوش نکردن)

ترانه سرا ها : سروش دادخواه(ترانه سرای کار آینده و آزادی شادمهر و نوازش ابی) مونا برزویی (کار تقدیرو که همه یادشونه... مال ایشون بوده) علی ایلیا (کار خاصی به ذهنم نمیرسه اگه خودتون میدونید بگید) حمیدرضا نصرالهی (ایشونم چیزی یادم نی) و خود شادمهر عقیلی!

بچه ها شانس گوش دادن بهترین آلبوم سال رو با صدای استاد از دست ندید... آلبوم طرفدار.

این که نگات نمیکنم

یعنی گرفتار تو ام

رفتن همه ولی نترس

منکه طرفدار تو ام!!!

فعلا بدرود... منتظر آپای بعدی باشید!!!



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |شنبه 7 مرداد1391|

از حسن بگیر تا خیام و دعا برای دوس دختران!


اینو بخون تا بگم!

روزی حاکمی به مردمش گفت : صادقانه مشکلات را بگویید...

حسن نزد حاکم رفت و گفت:

گندم و شیر که گفتی چه شد؟؟؟

مسکن چه شد؟؟

کار چه شد؟؟؟

حاکم گفت : ممنونم که مرا آگاه کردی، همه چیز درست میشود.

یکسال گذشت...

حاکم گفت : صادقانه مشکلات را بگویید، کسی چیزی نگفت

کسی نگفت گندم و شیر چه شد!

کسی نگفت مسکن و کار چه شد!

تنها از میان جمع کسی گفت:

حسن چه شد...!!

و امروز کشور ما حسن های زیادی دارد که یادشان نمیکنیم!!!آهای ی ی ی ی تویی که اون بالا نشستی به حجاب دخترا گیر میدی و نمیذاری مردم یه آب راحت از گلوشون پایین بره! حسن های ما چی شدن؟!!!

اینم از آپ من که درخواست زیاد داشت... بروبچز اومدم بگم امرو به روایتی یکشنبه 11 تیر سال هزار و سیصد و نود و یک شمسی... با بروبچز میخوایم بریم پارک... هرکی دوس داشت بیاد بخبره آدرس بدم..

بروبچز یه متن باحال دیگه هم دارم میذارم جبران اینکه دیر آپ کردم بشه برید حالشو ببرید... مکالمات خیام با دوست دخترش

-کجایی عجیجم؟

+ ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

جان و دل و جام و جامه در رهن شراب

-مشروب؟ مگه تو نگفتی نماز میخونی؟

+ می خوردن و شاد بودن آیین من است

فارغ بودن ز کفر و دین دین من است

-با کیا هستی حالا؟

+فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

با یک دوسه دلبری حوری سرشت

-آدرس بده بینم... بیام بزنم دهنشونو صاف کنم.

+راه پنهانی میخانه نداند همه کس

جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر

-انقدر مشروب بخور با دوستات تا بمیری!

+گر می نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

-برو بمییییییییییییییییییییییییییییر

دوستان جناب خیام یه سری کلاسای دوس دختر آزاری گذاشته برای ثبت نام عجله کنید تا دیر نشده...هه

راسی بچه ها از همین تریبون میخوام استفاده کنم بگم :

یه بنده خدایی پاش بدجوری داغون شده توروخدا واسش دعا کنید این چند روزه از زمین و آسمون واسش میباره! منم که طاقت ناراحتیشو ندارم داغون میشم!!!هه بچه ها دختر داییم پریروز کنکور داشت دیروزم یکی از دوستام (دختر) کنکور داشت!واسه جفتشون دعا کنید... خلاصه اینکه دعا کنید کلا خوبه!

انجمن دعا برای دوس دختران!!!هه فعلا!



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |یکشنبه 11 تیر1391|

تموم شد؟!!!


درود به همه اومدم تا از همین تریبون اعلام کنم دوران عزاداری بچه ها و خر زدن بعضیا تموم شد!!! البته اون عزای کلی که موقع گرفتن کارنامه هست سرجای خودشه!!

یه روز دیر اومدم دیروز تو شوک بودم سر درد شدیدی داشتم!

چندتا مطلب باحال اوردم یه کم حال کنید

ریاضی 1...

ریاضی2...

ریاضی بشقاب پرنده...

ریاضی چرا نمیخنده...

انتگرال یگانه...

انتگرال دوگانه...

انتگرال سه گانه...

حالا دسسسسسسس دسسسس

انتگرال دس ...توابع رقص

حالا برعکس

توابع دسسس

انتگرال رقص

...وقتی امتحانا فشار میاره!!!

بچه ها یه سوال شمام سوپر ماریو یادتونه؟؟؟ من که عالمی داشتم در کودکی باهاش روی این سخنم ماریوئه

آهای ماریو منو یادته؟!!!! من همونم که کل دوران کودکیمو واسه نجات دادن دوس دخترت هدر دادم!!!کصافط.

والا یه همینچین بازیایی میکردیم در کودکی...

از تمام جینگولیا تقاضا دارم از تصمیمشون صرف نظر کنن.

یه سری از بچه ها (به سرپرستی سپید) تصمیم گرفتن منو ببرن آزمایش بدم واسه اعتیاد!!! هه به جون خودم من سالمم... فقط یکم خوشحالم... چیزیم مصرف نکردم به جون خودتون...

به سلامتی اونی که وقت و بی وقت بهش زنگ میزنم جوابمو میده... اصلا دستش به رد دادن نمیره... تو اوج خستگی هم که باشه بازم وقتی میگم مزاحمت نشم میگه این چه حرفیه... با تموم خستگی و روز پرکاری که داشته شب انقدر با حوصله باهات حرف میزنه که انرژی میگیری!!! به سلامتی اونی که خوابه خوابه ولی دلش نمیاد تا من نگفتم خدافظ قط کنه...

به سلامتیش...

بسه تونه دیگه نظر یادتون نره... نظر ندید از پست جدید خبری نیست!!! گفته باشم!!!فعلا!



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |چهارشنبه 31 خرداد1391|

حسین پناهی


درود به دوستان فردا امتحان ادبیات داریم گفتم یه پست ادبی بذارم دیدم کی بهتر از حسین پناهی که خدایی کارش درسته... یعنی درست بود!!!خدایش بیامرزاد!

من زندگی را دوست دارم،...ولی از زندگی دوباره میترسم!

دین را دوست دارم،...ولی از کشیش ها میترسم!

قانون را دوست دارم،...ولی از پاسبان ها میترسم،

عشق را دوست دارم،....ولی از زنها میترسم!

کودکان را دوست دارم،...ولی از آینه میترسم!

سلام را دوست دارم،...ولی از زبانم میترسم!

من میترسم ، پس هستم!!! این چنین میگذرد روز و روزگار من،

من روز را دوست دارم، ولی از روزگار میترسم!

شعر از حسین پناهی، سالهاست که مرده ام-اعتراف

خوب بیاید ببیننم با نظرا چیکار میکنید دیگه!

فعلا بدرود!

پ.ن:

الان مطلب رو که ارسال کردم برقامون رفت!!!هه همینجا جا داره از آقای ادیسون تشکر کنم!هه

بچه ها خواستم بگم خدایی امسال هر معلمیمون که خوب نبود معلم ادبیاتمون فوق العاده بود!!! قبول دارید؟(بیجا کردی قبول نداشته باشی من میگم خوبه یعنی خوبه رو حرف ارش حرف زدی نزدیا!!!)

اینو شب قبل از امتحان گفتم که امتحان رو  نظرم تأثیری نذاره!هه نه امتحانش هرچیم باشه خودش یدونه اس!همین دیه برید!



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |چهارشنبه 10 خرداد1391|

امتحانا


درود به همه ی دوستان گرچه میدونم کسی سر نمیزنه ولی دیگه دلم نیومد ننویسم. امروز آخرین روز مدرسه ها بود به عبارتی! از شنبه بدبختیا شروع میشه.

باورم نمیشه یه سال دیگه گذشت انگار همین دیروز بود که برا اولین بار وارد اون کلاس شدم... انگار همین دیروز بود که مژی ، میژ مژ و پریسا بهم گیر میدادن آرش بیا عقب بشین! انگار همین دیروز بود که بچه ها میگفتن خانم ایکس بده من میگفتم نه ! (بعد مثل چیز پشیمون شدم!) انگار همین دیروز بود که...

فکر میکنم همه ی بچه ها با این نظرم موافق باشن که تموم شدن سال از جهت تحصیلی خیلی خوشحالمون کرد (راحت شدن از شر خانم ایکس و امثال اون) ولی از جهت جدا شدن از دوستا و یه سال دیگه از سالهای خوب زندگی رو از دست دادن نه!!!!

خوب این چند روزه مثل اینکه خیلی بهتون خوش گذشته همگی دیگه چیزی که تو کلاس فراوون بود گوشی بود!!! حالا به موقعش لوتون میدم دارم واستون!هه

در هر صورت دلم نیومد این دم آخری نصیحت دوستانه ای بهتون نکنم!!!

یه روش بی برو برگرد برا اینکه تو امتحانا نمرات خوبی بگیریم

.....

....

....

....

درس خوندن!!!دی

کاملا دزدی بود جمله از رکی جون دمش گرم جمله سودمندیه...

خوب دیگه برید درس بخونید!!!دی فعلا



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |سه شنبه 26 اردیبهشت1391|

تبریک


سلام به همگی باز اومدم امشب یه کم آپم مثبته منظورم اینه که روحیه داره... هه

اول یه ضد حال: فردا امتحان ریاضی داریم... هه معلمه داریم جدا؟ امروز میاد سر کلاس میگه فردا امتحان دارید هرکی حرف بزنه... خلاصه اینکه عنایت بسیاری به ما فرمود.

ولی حالا بریم سر مطلب خوب...امروز تولد سه گل نوشکفته از دوستای من بود.

مژی ، میژمژ  و حوری عزیزم تولد هرسه تون رو تبریک میگم امیدوارم که سالهای سال سالم و سرزنده باشید و دوست دخترای خوبی برای من باشید... ببخشید منظورم این بود که دوستای خوبی برای من باشید.

میژ مژ و مژی امسال دوستای خوبی برام بودید واقعا لحظه های خوبی رو با هم داشتیم امیدوارم بازم این دوستی ادامه پیدا کنه.

حوری جون تو هم که لازم به تعریف نیست سالهای زیادی از دوستیمون میگذره... ترجیح میدم یه کم صمیمی تر تبریک بگم خواهر کوچیکه تولدت مبارک... امیدوارم همینطور دوستیمون صمیمی و صمیمی تر بشه.

و به هر سه تاتون میگم ایشالا کیک تولد صد و بیست سالگیتونو سر مزار من بخورید!!!هه شوخی بود.

راسی حالا که تا اینجا اومدم مطلب گذاشتم روز معلمم تبریک میگم به همه ی معلما که مطمئنا جاشون اینجا نیست...هه به خصوص استادم که خیلی دوست داشتم بهش تبریک بگم ولی نمیشه!!! بماند.

خوب دیگه برید نظر بدید بعدم خیلی محترمانه گمشید بیرون... فعلا.



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |دوشنبه 11 اردیبهشت1391|

یه خبر و.... متن آهنگ مازیار فلاحی دروغه


سلام به همه!

خواستم اول از همه یه خبر بدم که این وب تا اطلاع بعدی فقط و فقط توسط خودم (آرش) اداره میشه و نویسنده ی دیگه ای نداره.دوستانی که تمایل دارن باهام همکاری کنن و نویسنده بشن تو نظرات خصوصی برام اسمشونو بدن بررسی میکنم شاید یکنفر رو انتخاب کردم شایدم همینطوری ادامه دادم.

مطلب دوم که میخواستم بگم : جا داره تشکر کنم از گیسوی عزیز به خاطر پیشنهاد به موقعی که بهم داد

از همین جا بهت میگم واقعا حالمو سرجاش آوردی تو اون موقعیت درکم کردی سپاسگزارم.

و خواهشی که دارم اینکه امشب شب جمعه است یه فاتحه برای همه ی درگذشتگان از جمله پدربزرگم که تازه به رحمت ایزدی پیوسته بخونید!

واینم آهنگ بسیار زیبای مازیار فلاحی به نام دروغه

همه میگن که تو رفتی

همه میگن که تو نیستی

همه میگن که دوباره

دل تنگمو شکستی

دروغه!

چیجوری دلت میومد

منو اینجوری ببینی

با ستاره ها چه نزدیک

منو تو دوری ببینی

همه گفتن که تو رفتی

ولی گفتم که دروغه!!!

...

همه میگن که عجیبه

اگه منتظر بمونم

همه حرفاشون دروغه

تا ابد اینجا میمونم

بی تو و اسمت عزیزم

اینجا خیلی سوت و کوره

ولی خوب عیبی نداره

دل من خیلی صبوره!!!!

همه میگن که تو رفتی

همه میگن که تو نیستی

همه میگن که دوباره

دل تنگم رو شکستی

دروغه!!!

چیجوری دلت میومد

منو اینجوری ببینی

با ستاره ها چه نزدیک

منو تو دوری ببینی

همه گفتن که تو رفتی

ولی گفتم که دروغه!!!

...

همه میگن که عجیبه

اگه منتظر بمونم

همه حرفاشون دروغه

تا ابد اینجا میمونم

بی تو و اسمت عزیزم

اینجا خیلی سوت و کوره

ولی خوب عیبی نداره

دل من خیلی صبوره!!!!

همه میگن که تو نیستی

همه میگن که تو مردی

همه میگن که تنت رو

به فرشته ها سپردی

دروغه!!!



نوشته شده توسط Arash | لينک ثابت |پنجشنبه 7 اردیبهشت1391|